سفارش تبلیغ
صبا
[ و در خبر دیگر است که به اشعث پسر قیس در تعزیت وى فرمود : ] چون بزرگواران شکیبایى ، و گرنه چون چارپایان فراموش نمایى . [نهج البلاغه]
حماسه
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» سؤالی در باره استعفای آقای نجفی

 

بسمه تعالی

 بنا نداشتم که در وبلاگ مسأله سیاسی بنویسم، اما امروز خبری شنیدم و و سؤالی به ذهنم رسید که با خودم گفتم در محیط وب مطرح کنم ببینم کسی جوابی به ذهنش میرسد یا نه !

 چند روزی بود که زمزمه هایی مبنی استعفای دکتر محمد علی نجفی از ریاست سازمان صنایع دستی و گردشگری به گوش میرسید ، هر چند برخی شخصیتهای دولتی (غیر از یک نفر) تکذیب میکردند ، تا اینکه امروز در خبر ها آمد «اولین تغییر در دولت یازدهم نجفی استعفا کرد؛ روحانی پذیرفت » وقتی متن خبر و نامه رئیس جمهور را خواندم سؤالی به ذهنم خطور کرد چرا که علت استعفای ایشان بیماری قلبی ایشان بیان شده بود.

   استعفای نجفی وبلاگ حماسه


  اما سؤال این است که آقای نجفی که به علت بیماری دیگر توان حضور در ریاست این سازمان را بعد از دوره ای حدود 5 ماهه نداشتند ، چگونه می خواستند که سکانداری وزارتخانه چون آموزش و پرورش را بر عهده بگیرند ؟؟

  البته ممکن است شما بگویید که این بیماری قلبی جدیدا برای ایشان پیش آمده است و در زمان گرفتن رأی اعتماد وزرا از مجلس این مشکل را نداشتند ، ولی با کمی جستجو در اخبار خواهید دید که ایشان پارسال مدتی به علت همین بیماری قلبی در بیمارستان بستری شده و حتی همین مشکل را عاملی برای عدم کاندیداتوری خود در انتخابات ریاست جمهوری نهم بیان کرده بودند.  

  امیدوارم که کسی پاسخی  برای این پرسش بنده داشته باشد.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » هادی ( پنج شنبه 92/11/10 :: ساعت 9:52 عصر )
»» نام نقی ز جمله اسماء نیک ماست

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتی بود که در فضای مجازی ، ساحت مقدس حضرت ابا الحسن امام هادی علیه السلام مورد هجمه قرار میگرفت که آخرین مورد ، همین نابخردیِ خواننده ... بود .

اینکه چرا از بین حضرات معصومین علیهم السلام به ایشان جسارت میکردند جای بحث دارد که نه اینجا جای بحث آن است و نه من صلاحیت آن را ، فقط به عنوان یک شیعه و کسی که در حد این وبلاگ کلامش برد دارد در این فکر بودم که چه عکس العملی نشان دهم .

الحمد لله این حرکت شنیع اخیر در نزدیکی سالروز شهادت آن امام همام علیه السلام انجام شد که به این مناسبت در سطح جامعه پاسخ بهتری داده شد .

در اینچا یاد این جمله افتادم که " الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء " به این معنی که ، سپاس خداوندی را که دشمنان ما را از احمقها قرار داد . یعنی وقتی هم حرکتی میکنند در زمانی است که جواب خوبی میگیرند .

نمونه دیگر این است بسیاری از اوقات وقتی نزدیک یک راهپیمایی یا انتخابات میشویم ، دشمنان ما مخصوصاً آمریکا کاری میکنند یا حرفی میزنند که مردم تحریک شده و بیش از پیش در صحنه حاضر میشوند .

امروز که سالروز شهادت بود ، توفیق شد که در مجلس روضه ای شرکت کنم . در آنجا بود مداح شعری خواند که آن را نقل میکنم :

ما را در آسمان تولا رها کنید

در راه عشق آل پیمبر فدا کنید

کوری چشم دشمن مولای آفتاب

ما را غلام حضرت هادی (ع) صداکنید

نام نقی ز جمله اسماء نیک ماست

هر کس جز این سروده ز آدم سوا کنید

و در پایان به این نکته اشاره میکنم :

که با پاشیدن مشتی خاک برچهره آفتاب نه تنها چیزی از نورانیت و بزرگی و زیبایی آفتاب کم نمیشود بلکه آن خاک به صورت خود شخص برمیگردد.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » هادی ( جمعه 91/3/5 :: ساعت 4:40 عصر )
»» تعویض سنگ فرش صحن حرم حضرت معصومه (س) - تصاویر

بسم الله الرحمن الرحیم

از حدود یک هفته قبل عملیات بهسازی و تعویض سنگ فرش صحن بزرگ حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها ) آغاز شده است . در همین راستا سنگهای فعلی که چندین دهه در صحن قرار داشت ، جمع شده است . البته  فعلا صحن برای عبور زائران محترم باز میباشد.

علت تعیین این زمان برای تعویض ( با وجود اینکه هم اکنون در آخر تابستان هستیم و زوار زیادی به قم می آیند) این است که عملیات تعویض تا قبل از آغاز ماه محرم  به اتمام رسیده و برای حضور هیئات مذهبی آماده شود .

                                                                          تعویض سنگ فرش صحن حرم حضرت معصومه (س) - 1    

 به گفته یکی از مسئولان آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه  (سلام الله علیها ) بنابر این است که بعد از کارگزاری سنگ های جدید ، صحن مفروش گردد ، به شکلی که زائران بتوانند بدون کفش وارد صحن شوند .

 

                                                                  تعویض سنگ فرش صحن حرم حضرت معصومه (س) - 2

 

طبق اخبار به دست آمده ، در این پروژه ، آبنمای وسط صحن و آبخوریهای آن هم به شکل زیبایی تغییر پیدا خواهد کرد . ضمنا سنگ جدیدی که در صحن کار میشود  نوعی گرانیت خواهد بود .



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » هادی ( جمعه 90/6/25 :: ساعت 7:58 عصر )
»» مسمط شمس اصطهباناتی 2

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

با تبریک مجدد این عید سعید ، قسمت دوم اشعار زیبای مرحوم  شمس اصطهباناتی را که جریان میلاد مولی الوحدین علیه السلام را بیان میکند تقدیم میکنم

 

 

بانوی آفاق آنکه داشت پوشیده از تقوی جسد

دور از جناب عفتش چشم بد و دست حسد

تبت یدا اعداش را بسته به حبل من مسد

تا روز قرب منزلت پیش از همه زنها رسد

آنسان که در تعریف او دست تعقل نا رسد

چون آفتاب آن شیر زن افتاد در برج اسد

                            هم شیر حق را حامله هم نام او بنت اسد

                            دُرّ ولایت را نَبُد شایسته غیر از این صدف

 

روزی که با عجز و نیاز بر طرف مسجد زد قدم

دریافت بر خود حضرتش ازدرد زائیدن الم

میجست از فرط حیا خلوتسرائی محترم

در بارگاه کبریا برداشت دستی لاجرم

چون لایق شأنش نبد زایشگهی غیر از حرم

آمد ندای أُدخلی او را زحیّ ذوالکرم

                          یعنی تو غیر از مریمی باز آ و چون مریم مَرَم

                          چون خاصِّ فرزند توست رکن ومقام و مزدلف

 

چون دید صاحبخانه را از میهمان اکراه نه

شد با اجازت در درون جائی که کسرا راه نه

از طرز تشریفات او غیر از خدا آگاه نه

جز هیبت یزدان کسی دربان آن درگاه نه

حرفی در آن محرمسرا جز باءِ بسم الله نه

غیر از عنایات خدا با او کسی همراه نه

                     جز طفلک تسبیح خوان همصحبتش دلخواه نه

                     نازم به این مام و پسر با اینهمه مجد و شرف

 

 

چون آرمید آن میهمان باب حرم مسدود شد

بر عقل و وهم آدمی ره بسته و محدود شد

آثار هر نامحرمی هرجا که بد مفقود شد

از بس جهان شد بیصدا گوئی بشر مفقود شد

پس هر چه را مایل بُدی با امر حق موجود شد

آرام شد اندام او ، تا ساعت موعود شد

               نا گه چراغانی حرم زانوار آن مولود شد

              از شرم خور شد منکسف وز بیم مه شد منخسف

 

 

چون دامن دخت اسد شد پایتخت کبریا

یعنی همایون مقدمی بالای آن بگرفت جا

شیر خدا دست خدا نور خدا حلم خدا

شاه زمین میر زمان داماد ختم اولیا

افتاد از ارزش قَدَر اِستاد از گردش قضا

                تغییر کلی آمدی در روح و جسم ما سوی

                اوضاع شد وضعی دگر از ما وقع تا ما وقف

 

این خانه را باید خدا در عرش معماری کند

آدم بنایش بر نهد جبریل هم یاری کند

آید خلیل الله در او یک چند حجاری کند

او را اولو العزمی دگر منقوش و گچکاری کند

اینسان خدا از خانه اش چندی پرستاری کند

تا ساعتی ازدوستی یک میهمانداری کند

                   وز میهمانداری دگر امر قوی جاری کند

                   پس نقشهای ما سلف بُد بهر این زیبا خلف

 

 

زان صبح روشن تا کنون از کعبه نور آید برون

نی نی که این تابندگی تا نفخ صور آید برون

تا روز حشر از شوق او حور از قصور آید برون

وان بوی مشکین تا ابد از زلف حور آید برون

شاید ز عشقش مرده هم مست از قبور آید برون

با نعره های یا علی از خاک گور آید برون

                              خصم عنود خیره سر آن روز کور آید برون

                              از خشم همچون اشتران اندر دهان آورده کف

 

آرامگاهش آن زمان چون دوش آغوش آمدی

هر دم شعاعش از جبین یا از بنا گوش آمدی

مادر ز نورانیتش مبهوت و خاموش آمدی

گز غیر از این مادر بدی یکباره بیهوش آمدی

دیدی که چشم مست او پس محو و مدهوش آمدی

گویا هزاران منتش یکباره بر دوش آمدی

                      سنگین شدی دوش و برش وز بیم و در جوش آمدی

                      زیرا که دیدی کرده جا عرش خدایش بر کتف

 

درّعفیف پاکدل ماه زمین مهر زمان

مام علی بنت اسد روح روان جان جهان

در منتهای عافیت در سایهء امن و امان

اندر حرم شد میهمان بنهاد آن بار گران

در سایهء الطاف حق محفوظ و بی خوف و زیان

زان بعد بیرون شد چو مه میرفت شکرش بر زبان

                      شاه ولایت در کفش چون ماه بر سرو روان

                      حور از جلو غلمان ز پس می ریخت گل میکوفت دف



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » هادی ( پنج شنبه 90/3/26 :: ساعت 11:57 عصر )
»» اشعار شمس اصطهباناتی 1

بسم الله الرحمن الرحیم

  

ضمن تبریک میلاد مولی الموحدین ، امیر المؤمنین ، امام علی علیه السلام  اشعاری بسیار زیبا و دلنشین از مرحوم شمس اصطهباناتی به مناسبت شب سیزدم رجب تقدیم میکنم، به امید اینکه مقبول حضرتش قرار گیرد

  

  

امشب که چهر آسمان دارد صفای دیگری

آورده با خود قرص مه الحق نکوتر منظری

تنها نه مه را آمده ، رخسار روح افزا تری

این تابناکی امشب است بر عارض هر اختری

باز است بر روی جهان از مبدا رحمت دری

ذوقی بود بر هر دلی شوری بود بر هر سری

                   اندر هوا آمیخته مشکین عبیری عنبری

                  خیزد سرور ازهر جهت ریزد نشاط ازهر طرف

 

 خیل مسرت زیر ران در عین چالاکی بود

تیغ طرب بر جان غم در حال سفاکی بود

امشب مکن باور که کس از روز خود شاکی بود

از حالت دیگر کسان احوال من حاکی بود

هر جا شوی هر جا روی حرف از طربناکی بود

کو گوش جانت را رهی در سیر افلاکی بود

                 دانی که عیش آنجا فزون ار عالم خاکی بود

                 کاندر نشاط استاده اند خیل ملائک صف به صف

 

 در تن نمیگنجد روان از عشرت و شادی دمی

گوئی نهانی دلبری معجز لبی عیسی دمی

از نو روانی میدمد در حالت هر آدمی

وز لعل دلکش مینهد بر زخم دلها مرحمی

یا غیر از این عالم خدا کردست خلقت عالمی

پر وسعتی پر نعمتی باغی بهشتی خرمی

               کانجا نیابی هیچگه افسرده ی رنج وغمی

             یا ناله ای یا حسرتی یا آه و آوخ یا اسف

 

 بر گرد مه ریزش کنان ابری تفرج خیز بین

عقدی ز مروارید تر بر گردنش آویز بین

یا گوی دست افشار را اندر کف پرویز بین

چون بارگاه خسروی خاکی عبیر آویز بین

بوی بهارستان او در باغ عنبربیز بین

رفتار شیرین سیر او چون سرعت شبدیز بین

               از مستی و وجد و خوشی جامش ز می لبریز بین

              هر باغ را یک قطره اش بخشیده مستی و شعف

 

 من خود ندانم کیستم ، هشیار یا دیوانه ام

در مسجدم یا صومعه ، در باغ یا در خانه ام

گشته است جنت مسکنم قصری بود کاشانه ام

خورشیدی از هر روزنی تابیده در ویرانه ام

من کز گدایی کمترم بر مسندی شاهانه ام

با دلبری همصحبتم کو شمع و من پروانه ام

                  با زلف و خالش میکشد نزدیک دام و دانه ام

                  هر دم برد از یک نگه، هوشم ز سر عقلم ز کف

 

 گاهی خیالات درون ، سیر جهانم می دهد

گه هاتفی بر جان ندا از آسمانم می دهد

گه پیر روشن طلعتی خود را نشانم می دهد

از صبح فردا قصه ها ، تعلیم جانم می دهد

گه طبع سحر آسای من سحر بیانم میدهد

شهری چو آب زندگی اندر لسانم میدهد

                 گه از ترنمهای خوش دل بر زبانم می دهد

                 شد عید مولود علی ، شیر خدا ، شاه نجف 

 

 فرد ا زمین غوغا شود تا آسمان هفتمین

زیرا که از اوج فلک فوج ملک آ ید زمین

در دست هر یک دسته گل منشور سبز اندر جبین

آن دسته گلها چیده اند از باغ رب العالمین

منشور سبز آورده اند زانجا برای مسلمین

بر هر ورق بنوشته است با خط روشن اینچنین

                       بشری که آمد در وجود مولی امیر المؤمنین

                       میر عرب ،فخر عجم ، معجز نمای لو کشف

 

چون صبح فردا آفتاب از کوه بطحا سر زدی

روح القدس بی اختیار الله اکبر سر زدی

اول حصار کعبه را پیراهن دیگر زدی

زانگه درون خانه را آئین زیباتر زدی

لوحی به شکل یا علی بر بام و بر هر در زدی

نقشی به شکل جای پا در دوش پیغمبر زدی

                        بر کافران چشمک زدی لبخند بر خیبر زدی

                        یعنی رسد آنکس کزاو نسل عدوگردد تلف

 

 

 

 

انشاء الله ادامه این  اشعار زیبا را فردا تقدیم میکنم   



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » هادی ( پنج شنبه 90/3/26 :: ساعت 2:58 صبح )
   1   2      >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

سؤالی در باره استعفای آقای نجفی
نام نقی ز جمله اسماء نیک ماست
تعویض سنگ فرش صحن حرم حضرت معصومه (س) - تصاویر
مسمط شمس اصطهباناتی 2
اشعار شمس اصطهباناتی 1
تدفین آیت الله افتخاری (ره)
رحلت آیت الله افتخاری (ره)
حاشیه نگاری از دیدار طلاب با رهبری (1)
نوری که در قم ظهور کرد (1)
نوری که در قم آرمید
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 3
>> بازدید دیروز: 8
>> مجموع بازدیدها: 70341
» درباره من

حماسه

» فهرست موضوعی یادداشت ها
سفر رهبری به قم .
» آرشیو مطالب
پاییز 1385
بهار 1386

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان

» صفحات اختصاصی

» موسیقی وبلاگ

» طراح قالب